يحيى دولت آبادى

183

حيات يحيى ( فارسى )

را نشنيده فرض نمايد . رئيس الوزراء قزاقخانه را ميدهد بسردار همايون يكى از صاحبمنصبان محترم قديم كه شخصى بىحال است و از خارجه‌ها هم ملاحظه بسيار دارد . بديهى است سردار همايون بعد از سردار استراوزلسكى مرد ميدان جمع‌آورى قزاق زنجير گسسته متفرق شده نميباشد و پيداست كه اين يك صورت‌سازى است كه از روى مصلحت شده است . مخارج قزاقخانه را انگليسيان ميدهند و در زير پردهء نازكى در همه كار آن اداره مداخله ميكنند و اختلاف نظر شديد ميان صاحبمنصبان اين اداره موجود است . آيا رئيس دولت و سردار همايون از اين ترتيب بىخبرند البته باوركردنى نيست و بهر حال صداى قزاقخانه خاموش مىشود و انگليسيان در اخبار خود نشر ميدهند كه بعد از رفتن صاحبمنصبان روسى از قزاقخانه ايرانى صاحبمنصبان ما داخل شده مداخله ميكنند اما در تهران ديده نميشود كه انگليسيان مداخله مستقيمى در كار قزاق بنمايند و هر دستى در كار داشته باشند از آستين ايرانى در آمده است كه بارادهء آنها كارروائى مىكند و اين مخصوص اين قوم سياستمدار است در مملكتهائى كه ميخواهند نفوذ سياسى و اقتصادى داشته باشند . در اينوقت تكليف اهم رئيس دولت وفاى بوعده‌ايست كه بانگليسيان داده است كه در ظرف مدت چند هفته مجلس شورايملى را بهرصورت باشد دائر كند و قرارداد را بمجلس برده تكليف آن را معين نمايد اين است كه بحكام ولايات و بواليهاى ايالات حكم مؤكد داده است باقىماندهء نمايندگان را بهرصورت باشد تعيين كرده بمركز بفرستند . بديهى است هرقدر صداى تعجيل در انتخابات از طرف دولت و افتتاح مجلس بيشتر بلند مىشود هيجان ملت بر ضد انتخابات فرمايشى افزون و اظهار نارضائى مردم در مركز و ولايات از بدى جريان انتخابات بر زيادت ميگردد . تلگرافها و لوايح و عرايض است كه از اطراف مانند برف بر سر رئيس دولت و به روى ميز وزارت داخله ريخته مىشود مشعر بر نارضائى مردم از انتخابات و از حق‌شكنيهاى